پاسخ به:داستانهای کوتاه
جمعه 23 مهر 1395 8:17 PM💎گویند ابوحامد محمد غزالى آن چه را فرا مى گرفت در دفترها مى نوشت. وقتى (زمانی) با کاروانى در سفر بود و نوشتهها را یک جا بسته با خود برداشت… در راه گرفتار راهزنان شدند.
غزالى رو به آنان کرد و به التماس گفت: این بسته را از من نگیرید، دیگر هر چه دارم از آن شما.
دزدان را طمع زیادت شد، آن را گشودند و جز دفترهاى نوشته چیزى نیافتند.
دزدى پرسید که اینها چیست؟
چون غزالى به آنها آگاهى داد که بستهها چیست، دزد راهزن گفت: علمى را که دزد ببرد، به چه کار آید!
این سخن دزد، در غزالى اثرى عمیق گذاشت و گفت: پندى به از این از کسى نشنیدم و دیگر در پى آن شد که علم را در دفتر جان بنگارد.