آنچه داريم  ...

💎روزي يك پدر روحاني از خيابان مي گذشت كه گروهي دختر و پسر جوان شروع كردند به توهين و مسخره كردن او، پدر به جاي آنكه خودش را به نفهميدن بزند،به طرف آنها رفت و آنها را تبرك كرد!

پسري از آن گروه گفت:آقا!نكند شما ناشنواييد؟ ما به شما بد و بيراه گفتيم و شما ما را تبرك مي كنيد؟!!

پدر پاسخ داد:نه فرزندم!هر يك از ما تنها مي تواند آنچه را دارد، به ديگران عرضه كند...