پاسخ به:یادنامه شهدای روحانی
سه شنبه 14 دی 1389 4:07 PMعنوان : شهيد آيت الله دستغيب
دست جنايتكار آمريكائيان يك شخصيت ارزشمند كه مربي بزرگ و عالمي عامل كه گناهش فقط تعهد به اسلام بود از دست ملت ايران و اهالي محترم فارس گرفت .
بسم الله الرحمن الرحيم بنده سيد عبدالحسين دستغيب ، پدر ما مرحوم آقاي آسيد محمد تقي دستغيب تولد بنده روز عاشوراي محرم 1332 مطابق با 1922 شمسي.
بنده تا سنه 1343 ﻫ . ق كه پدرمان مرحوم شد مقداري از مقدمات را خدمت ايشان ميخواندم بعد از فوت والد كه تقريباً 11-12 ساله بودم تحصيلات را در شيراز ادامه دادم كه عبارت بودند از صرف و نحو بيان ومنطق فقه و اصول ....
آن دوران به علت اينكه مصادف بود با اوايل سلطنت رضا خان قلدر ملعون و جنگ با روحانيت واز بين بردن روحانيت و ضديت با آن نميگذاشتند كسي طلبه شود و تحصيل علم بكند ، و با فشارهاي زيادي كه ميآوردند كمتر كسي ديگر حاضر ميشد تحصيل علم كند و در رشته طلبگي بيايد . به طوري اين ملعون جو را بر عليه روحانيت درست كرده بود كه ميگفتند روحاني عضو فلج اجتماع است و در نتيجه كسي اصلش رغبت خواندن درس طلبگي نكند ، لكن در همان حال خداي تعالي شوقي عنايت كرده بود كه ما به همه سختيها ساختيم و با همه فشارهايي كه تحمل كرديم و بحمدالله تحصيلات را ادامه داديم و در همان اوقات هم دوش به دوش تحصيلات كه ميكرديم در مسجد باقرخان آنجا نيز بعد از نماز به تبليغ اسلام وبر عليه دستگاه پهلوي مشغول بوديم و لذا در همان وقت هم چندبار ما را در زندان كردند ويك دفعه هم بناشان تبعيد بود وبعد فشار آوردند كه اصلش بايد از روحانيت بيرون بروي و 24 ساعت مهلت دادند كه بنده خود را خلع لباس كنم و از روحانيت بيرون روم و مسجد و منبري نباشم . بنده بناچار رفتم نجف اشرف البته اين هم وسيلهاي بودكه خداي تعالي خيري ميخواست براي ما كه آنجا مشرف شويم . درآنجا مدتي خدمت آيت الله شيخ محمد كاظم شيرازي و مرحوم آيت الله اصطهباناتي خدمت اين بزرگان استفاده ميكردم تابعد از شهريور 20 و سقوط پهلوي در سنه 21 به شيراز مراجعت كردم . به شيراز كه آمديم دوستان آمدند براي اينكه در مسجد جامع عتيق اقامه جماعت بشود و منبر در آن برقرار گردد . زيرا اين مسجد جامع عتيق در آن وقت از طرف پهلوي دستور داده شده بود كه تمام مصالحش را بفروشد و دوستان آمدند كه اگر بشود اينجا را يك ادارهاي بكنند شبستانها و صحن مسجد تمام خراب شده بود و ديگر كسي مانع نشد و ما هم رفتيم شبستان وسط را براي انجام برنامهها آماده كرديم كه الحمدلله اجتماع مؤمنين در آنجا روزبه روز زيادتر ميشد و هر روز مقداري از سطح مسجد را تسطيح ميكردند كه بشود نماز خوانده شود بعد هم در ماه مبارك تشويق كرديم مردم را به اينكه از نماز يك ساعت تفسير قرآن مجيد و بيان اخلاق و قواعد و ... داشته باشيم ووقتي از سنه 42 كه حضرت امام خميني اطال الله عمره الشريف در قم نهضت فرمود و امر فرمود كه همه قيام كنند ماهم اجابت كرديم و در اينجا مشغول شديم به مبارزات و آن پيشامدهائي كه شد .
بسم الله الرحمن الرحيم .
خدمت حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيد عبدالحسين دستغيب دامت بركاته .
مرقوم محترم كه حاكي از صحت مزاج شريف بود واصل گرديد طوماري هم از اهالي محترم شيراز بوسيله حامل نامه رسيد كه خواستار شده بودند جنابعالي دعوت آقايان را جهت اقامه نمازجمعه بپذيرد و بدين ترتيب مناسب است جنابعالي اقدام فرموده و نماز جمعه را در شيراز بخوانيد ، از خداي تعالي ادامه توفيقات و سلامتي آنجانب را خواستارم .
والسلام عليكم ورحمه الله بركاته
پس از اتصاب شهيد دستغيب دراين سنگرهابا وحدت مردم غيور و مبارز شيراز بسيراري از مشكلات را پشت سر نهادند.
1- بهشت جاودان
2- نقش مطمئنه
3- ايمان
4- معاد
5- خطبه شعبانيه
6- قيام حسيني (ع)
7- گناهان كبيره
8- صلوة الخاشعين
9- فاطمه زهراء و زينب كبري
10- معراج
11- نبوت
12- قلب قرآن
13- معارفي از قرآن
14- سراي ديگر
15- اخلاق اسلامي
16- 82 پرسش
17- رازگرائي قرآن
18- امامت
19- حقائقي از قرآن
20- قيامت
21- خطبههاي جمعه
22- قلب سليم
23- آدابي از قرآن
24- مظالم
25- توحيد
26- داستانهاي شگفت
27- سيدالشهداء
اين كتاب از 148 داستان تنظيم شده كه در هيچ كتابي نوشته نشده است و همراه هر داستاني با نتيجه گيريهاي جالبي كه مؤلف محترم شهيد محراب آيت الله دستغيب نمودهاند علاوه بر اينكه براي خواننده بسيار سرگرم كننده است دانشي بر معلوماتش ميافزايد و ايمانش را به خدا و عالم غيب بيشتر و اميدش را به پروردگارش زيادتر مينمايد .
از خوابهاي صادقي كه نشانههايي از احاطه علمي و قدرتي خداونداست و شفاي بيماران توسط قبور ائمه و بركاتي كه از توسل به ايشان حاصل شده روح ولايت را در دلها ميدمد و درخت دوستي اهل بيت را آبياري ميكند و نشاط تازهاي به جانها ميبخشد .
هر آينه اهل ايمان رستگار شدند آنانكه درنمازشان خاشع ميباشند .
قرآن مجيد
كتاب بينظيري كه از مختصري از اصول عقايد و بخشي از رواياتي كه درفضيلت نماز رسيده شروع ميشود و شرايط قبولي نماز كه موجب نجات از آتش و از هر حج و صدقهاي برتر است برميشمارد . از حضور قلب و چگونگي تحصيل آن و التفات بالفعل و اقوال نماز سخن ميگويد و براي طهارت معنوي كه از مقدمات نماز مقبول است ، پاكي از كبرو فخر و هوي حقد و حسد و عداوت سخن ميگويد ، از معاني باطني نماز و موانع قبولي آن از بيم و اميد در نماز و در خاتمه بخشي از دستورات سير و سلوك را يادآور ميشود .
شهيد آيت الله دستغيب در سال 1341 فعاليت ضد رژيم را در راستاي مبارزات حضرت امام خميني (ره) آغاز كرد و از آن تاريخ مستقيماً با امام در تماس بود واز جانب ايشان در امور مختلف راهنمايي ميشد . پس از جريانات 15 خرداد سال 42 توسط عوامل رژيم آمريكايي شاه دستگير و پس از مدت كوتاهي بطرز معجزهآسايي آزاد گرديد . درسال 1342 مجدداً دستگير و زنداني شد .
شهيد آيت الله دستغيب ازاين تاريخ به بعد كه موج خفقان بر جامعه ايران سايه شوم خود را گسترده بود با زيركي و پايمردي هر چه تمامتر مبارزات ضد رژيمي مسلمانان بخصوص اهالي محترم فارس را رهبري ميكرد .مبارزات پنهاني و سازش ناپذير ايشان درطول حيات رژيم طاغوت به هيچكس پوشيده نيست و در زمان تبعيد امام خميني (ره) ايشان به كرات در سخنرانيها رژيم شاه را زير سؤال قرار ميدادند.
مسجد جامع عتيق كه به همت ايشان پس ا ز سالهاي طولاني مرمت و تجديد بنا گرديد مركزي براي هدايت و ارشاد اقشار مختلف مردم خصوصاً جوانان مشتاق و تشنه معارف اسلامي بود و شهيد دستغيب در حدود40 سال از اين سنگر بذر اعتقاد و ايمان وجهاد و مبارزه و آگاهي واخلاق اسلامي در دلهاي مستعد و جانهاي باطراوت ميكاشت و چه بسيار نهالهاي بارور و پرثمر كه در سايه تربيت و مراقبت اين عارف والامقام ريشه گرفته و به بارنشستند . رژيم كه متوجه شده بود جوانان مسلمان و دانشگاهي و بازاري و ديگر اصناف و اقشار گرد ايشان جمع شده و از اين مركز ارشاد وهدايت ميشوند شهيد دستغيب را در سال 56 ممنوع الملاقات كرد و منزل وي را تحت محاصره خود درآورد اما بلافاصله با عكس العمل شديد مردم روبرو شد و مفتضحانه عقب نشست .
شهيد آيت الله دستغيب همواره در سالهاي اوجگيري انقلاب اسلامي منشاء و محرك خروش انقلابي مردم فارس بود و با مجاهدات و روشنگري هاي خود نقش مهمي در سرنگوني رژيم سفاك و غاصب شاه معدوم ايفا نمود .
شهيد آيت الله دستغيب پس از پيروزي انقلاب به عنوان نماينده مردم استان فارس در مجلس خبرگان شركت كرد و در همين ايام بنا به درخواست كتبي اهالي و بفرمان امام به سمت امام جمعه شيراز منصوب گرديد .
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيهً مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي .
مردم دلير و مقاوم فارس و برادران و خواهران انقلابي شجاع آيت الله حاج سيد عبدالحسين دستغيب اين روحاني مبارز پرهيزگار بدست جنايتكار و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب شهيد شد و شما بيش از هر كس ميدانيد كه او شخصيت مغتنم و ارزشمند براي عالم اسلام بود آنان كه از سوابق زندگاني اين شهيد بزرگوار آگاهند ميدانند كه او از نخستين كساني بود كه پرچم تبليغ انقلاب اسلامي را در سخت ترين شرايط در استان فارس برافراشت و برمعابر و مجامع نام امام امت را بر زبان جاري ساخت و با دستگاه ظلم وجور به مبارزه برخاست اين چهره پارسا و پرهيزگار در بهترين بخش از عمر پربركتش بياعتنا به زخارف دنيوي همت و نيروي خود را در راه استقرار حاكميت الله صرف كرد و به ياد خدا دل خوش بود كه الابه ذكرالله تطمئن القلوب چهره معظم و دوست داشتني اين مرد خدا محبوبترين چهره در ميان مردم فارس و مورد احترام عميق مردم در سراسر ايران بود روح و بيكينه و صفاي باطن ولحن روحاني او گرميبخش دل مردم بود مردمي كه او را صميمانه دوست داشتند به شخصيت والاي اين روحاني و مبارز و متقي احترام ميگذاشتند هفتاد سال زندگي همراه با طهارت و تقوا وسالها صرف عمر در راه اسلام و انقلاب از اين مرد بزرگوار چهرهاي ساخته بود مورد علاقه و احترام مردم چنين مردي از سلاله پاك پيامبر و از خدمتگزاران صادق و فداكار اسلام وازياران باوفا مهربان امام و امت امروز در شيراز و همراه تني چند از ياران و شاگردان خويش در راه اسلام و قرآن به شرف شهادت نائل آمدند . شهادت اين عالم رباني وسيد بزرگوار سند ديگري است بر پليدي و ناپاكي روح و ماهيت رسواياني كه بقاي خود را در فناي مردان خدا ميجويند.
شهادت اين مرد ميدان تقوا و مبارزه را به مردم شهيد پرور ايران خصوصاً به اهالي غيور فارس و فرزندان و بازماندگان و شاگران آن شهيد تسليت وتبريك ميگويم .
سيد علي خامنهاي
از قول همسرشهيد آيت الله دستغيب نقل ميگردد :
كه ايشان شب جمعهاي كه فرداي آنروز به شرف شهادت نائل شده وبه لقاءالله شتافت دچار حالتي كم سابقه شده و مضطرب بنظر مي رسيدند و آن شب را تا صبح در رختخواب غلطيده و بخواب نميرفتند . اضطراب آن شهيد بزرگوار بحدي بود كه توجه همسرش به وي جلب شده و علت اضطراب را جويا ميشود شهيد آيت الله دستغيب خطاب به همسرش اظهار ميدارد فردا صبح سري ميگويمت.
صبح آن شب وي هنگام عزيمت براي اقامه نماز دشمن شكن جمعه برخلاف معمول عطر زيادي مصرف نموده و خودرا خوشبو و معطر مينمايند وباز هم بر خلاف دفعات پيش هنگام رفتن با علامت دست رفتن خود را اعلام ميكنند وبه نقل از يكي از پاسداران ايشان هنگامي كه از آستانه قدم به درون كوچه ميگذارند آيه شريفه انا لله و انا اليه راجعون را تلاوت ميكنند و بيش از چند قدم از منزل دور شده دچار حادثه و شهيد ميگردند و اینچنین سومین شهید محراب به خیل شهدای جنگ وانقلاب پیوستند.
ديدههابارد
سينهها نالد
دستغيب صد پاره شد ديگر نميآيد
خطبههاي جمعه را ديگر نميخواند
امام جمعه ما به لطافت گل بود و به ملاحت نسيم سحري و به مهرباني باران بهاري ، امام جمعه ما به پاكي سپيده بود . مثل نور جاري بود . آواي الهي او حسين حسين او صداي پاي ياران بود برقلب تفته كوير روح امام جمعه ما جوشش چشمهسار عشق بود بر سنگواره قساوت دل امام جمعه ما پير ديار ما بود نماينده امام بود نمايانگر امام بود عاشق ديار ما بود امام جمعه ما ديگر نميآيد .
ديگر كوچههاي باريك پشت مدرسه خان صداي آشناي او را نميشنود . ديگر قلب خاك با لرزه نرم پاي او از شوق بيتاب نميشود ديگر گل و سنگ كوچه آواز نميخوانند.
خطبههاي جمعه آميزه مهرباني و خشم بود ، تبسم و فرياد مسيح و محمد سلام خدا بر شما مردم ، جانم به فداي شما مردم شما كه با تبعيت از امام امت اطال الله عمره عزت و افتخار را آفريدهاند . ننگ و نفرين بر همه منافقين ننگ بر آمريكا كه هرروز با توطئهاي تازه در صدد نابودي انقلاب الهي ما برآمدهاند امام جمعه ما خطبههاي جمعه را ديگر نميخواند.
هر وقت صحبت از امام ميشد پير مهربان ديار ما چهرهاش برافروخته ميشد بر چشمانش گلخند اشك مينشست گرمي اشك و ملاحت تبسم هميشهاش جانت را آتش ميزد . دو تن از ياران و شاگردان عزيز او دو تعبير دارند كه نغز است و پرلطف آقاي موحدي گفت اگر اين تعبير درست باشد آقاي دستغيب فاني در امام بود آقاي سيد علي اصغر دستفيب روحاني عزيز و دلسوز شهر ما ميگفت : به اتفاق آقاي دستغيب كه به حضور امام رسيديم برخورد ايشان و حالت ايشا ن مثل حالت عبد بود نسبت به مولايش
بچهها هر وقت دلشان براي امام تنگ ميشد بدين آقاي دستغيب ميرفتند.
سرانجام اين شهيد بزرگوار در روز جمعه 20 آذرماه 60 به دست منافقي كوردل به شهادت رسيدند .
عزيزان و نورچشمان ما در جبهههاي جنوب و غرب هر روز با سركوبي اشرار آمريكائي و عقب راندن وبه جهنم فرستادن جنود شيطان براي اسلام سربلندي و عظمت خلق مينمايند .
به طوري كه تاب تحمل اين پيروزيها را از آمريكائيان خارج و داخل منافق و منحرف سلب نموده و بر جنون و وحشيگريهاي آنان افزوده است شما فرضاً شهيد بهشتي را گناهكار بدانيد شهداي ديگر مثل شهيد مدني و شهيد دستغيب كه جز تربيت محرومان و هدايت مردم گناهي نداشتهاند با چه انگيزه شهيد ميكنيد .
دست جنايتكار آمريكائيان يك شخصيت ارزشمند كه مربي بزرگ و عالمي عامل كه گناهش فقط تعهد به اسلام بود ازدست ملت ايران واهالي محترم فارس گرفت و حوزههاي علميه و اهالي ايران را به سوگ نشاند حضرت حجة السلام و المسلمين شهيد حاج سيد عبدالحسين دستغيب را كه معلم اخلاق و مهذب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوري اسلامي بود با جمعي از همراهانش به شهادت رساندند.