پاسخ به:داستان هاي بهلول
سه شنبه 14 دی 1389 12:33 AMروزي بهلول به شهر بصره رفت و چون در آن شهر آشنایی نداشت
اتاقی اجاره نمود و لی آن اتاق از بس کهنه ساز و مخروبه بود به کمترین باد یا بارانی
تیرهایش صدا می کرد .
بهلول پیش صاحب خانه رفته و گفت : اتاقی که به من دادي بی اندازه خطرناك
است . زیرا به محض وزش مختصر بادي صدا از سقف و دیوارش شنیده می شود .
صاحب خانه که مرد شوخی بود در جواب بهلول گفت : عیبی ندارد . البته میدانید که
تمام موجودات به موقع حمد و تسبیح خداي را می گویند و این صداي تسبیح و حمد
خداي است . بهلول گفت :
صحیح است ، ولی چون تسبیح و تجلیل موجودات به سجده منجر می شود من از
ترس سجده خواستم زودتر فکري بنمایم .