دشت غوغا بود،غوغا بود،غوغا در غدير
موج مى‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير
در شكوه كاروان آن روز با آهنگ زنگ‏
بى‏گمان بارى رقم مى‏خورد فردا در غدير
اى فراموشان باطل سر به پايين افكنيد
چون پيغمبر دست حق را برد بالا در غدير
حيف اما كاروان منزل به منزل مى‏گذشت‏
كاروان مى‏رفت و حق مى‏ماند تنها در غدير