دیر ، باب رحمت

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر
شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر
 
موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر
چشمه ‏های نور جاری شد ز دامان غدیر
 
شد غدیر خُم تجلی‏گاه انوار خد
تا در آن ‏جا جلوه ‏گر شد نور مِصباحُ الهُدی
 
آفرینش را بُوَد بر سوی آن سامان نگاه
ما سوی اللّه‏ منتظر تا چیست فرمان اِله
 
ناگهان خَتمِ رُسُل ، آن آفتاب دین پناه
بر فراز دست می ‏گیرد علی را همچو ماه
 
تا شناساند به مـردم آن ولی اللّه‏ ر
? والِ مَن والاه ? خواند ، ? عادِ مَن عاداه ? ر
 
ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام
بر تو ای روز امامت از همه امت سلام
 
از تو محکم شد شریعت ، وز تو نعمت شد تمام
ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام
 
از ولای مُرتضی دل را چراغان می‏ کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می‏ کنیم
 
" سیّدرضا مؤید "