تاج سرت را جبرئیل آورد و خم شد

فرصت برای انتخابت مغتنم شد


ای پادشاه مهربان کشور عشق

با تو عدالت آمد و ثابت قدم شد


در دست هایش پرچم مَن کنت مَولاه

دست تو بالا رفت و صیّاد کرم شد

 

عکس قَدَت افتاد درچشمان برکه

موجی دچار اشتیاق پیچ و خم شد


حقّ خلافت با تو بود افسوس تاریخ

جولانگهِ افکار مروان حَکَم شد


عشقِ تو گاهی از عرب سرخورده آنگاه

راهی تار و پود اقوام عجم شد


حلقه به گوشِ أشهدُ و أنَّ تو هستم

وقتی لباس شیعه بودن بر تنم شد

 

شاعر: مرضیه عاطفی/ سمنان