ای پری روی بنه چادر عفّت به سرت

وی سیه‌موی مران پردۀ عصمت ز برت

همچو گل باز مکن غنچه‌ات ای مایۀ ناز

که خزان آید و ریزد همه برگ و برت

علم جو علم که از قید جهالت برهی

نه که آن علم دهد راه به هر شور و شرت

کاظم لاکانی