تورم
یک شنبه 12 دی 1389 12:55 AMتورم يكي از موضوعات مهم در كشور ماست. همانگونه كه ميدانيد در ايران درصد تورم در سالهاي اخير بسيار زياد بوده است به طوري قيمتها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است. اين مقاله اطلاعات بيشتري درباره موضوع تورم ارائه ميدهد.
تعريفهاي مختلفي از تورم وجود دارد که همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي ميشود.
در نظريه هاى اقتصادى، تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:
1. تورم خزنده (آرام يا خفيف): به افزايش ملايم قيمتها گفته ميشود. در تورم خفيف, افزايش قيمت بين 1 تا 6 درصد، حداكثر 4 درصد يا بين 4 تا 8 درصد در سال ذكر شده است.
2. تورم شديد (تورم شتابان يا تازنده): در اين نوع تورم آهنگ افزايش قيمتها تند و سريع است. براى تورم شديد, 15 تا 25 درصد در سال را نوشته اند.
3. تورم بسيار شديد (تورم افسار گسيخته، فوق تورم و ابر تورم): اين نوع تورم شديدترين حالت تورم به شمار مى رود. معيار تورم بسيار شديد را 50 درصد در ماه يا دو برابر شدن قيمتها در مدت شش ماه و ... بيان داشته اند.
اين راهها به طور کلي به دو دسته تقسيم ميشوند:
1. سياستهاي پولي و مالي: هدف اين روش محدود کردن تقاضاي کل است. اين کار از طريق جمع آوري پول به شکل سرمايههاي غير نقدي صورت ميگيرد (سياستهاي انقباضي).
2. سياستهاي درآمدي: با دخالت مستقيم در بازار و عوامل توليد کننده، تورم کنترل ميشود.اين روش کاربردي نيست زيرا در آن مناطق زيادي نياز به اصلاح دارند.
§ تا توسعه کشور به حد مطلوبي نرسيده ثبات ارزش پولي غير ممکن است. البته بايد به اين نکته نيز توجه کرد که در زمان توسعه ممکن است به جايي برسيم که پايين تر رفتن قدرت خريد و قدرت پول خطرناک باشد. در چنين مقطعي حرکت جامعه از توسعه به ثبات تبديل ميشود.
§ سرمايه گذاري در مرحله اول تورم زا و در آخر خاصيت تورم زدايي دارد.
§ در همه کشورهاي جهان چنين بوده که مسايل توسعه و بازسازي، هر دو تورمطلب بودهاند.
§ اگر در مرحله اول پول را ثابت نگه داريم نمي توانيم خيلي از مسائل کشور را مانند جنگ پشت سر بگذاريم.
§ در تورم پول از جيب مردم به سرمايه گذاري منتقل ميشود.
§ وضع مطلوب در اقتصاد رسيدن به پول ثابت است.
§ معمولاً توسعه و پيشرفت نمايانگر تورم پايين است به طوري که ميتوان بيان نمود که اکثر کشورهايي که به توسعه اقتصادي و اجتماعي مطلوب رسيده اند، داراي تورمهاي کمتر از 15درصد بودهاند. اما چند استثناء نيز وجود دارد از جمله برزيل، آرژانتين و ترکيه.
نمي توان تورم را عامل تمام مشکلات يا حتي بخش مهمي از آنها دانست ولي صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکشها و اغتشاشات اجتماعي و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد ميکنند و معتقدند که:
§ کشور هايي که در آنها ثبات قيمت (عدم تورم) وجود داشته ثبات سياسي و اجتماعي نيز وجود داشته است و بالعکس در کشورهايي که بحرانهاي سياسي و اجتماعي بوجود آمده تورم نيز کم کم دچار رشد صعودي شده است.
§ در تورم زياد درآمد به صورت ناعادلانه تقسيم ميشود زيرا افرادي که در ابتدا سرمايه ي غير نقدي زياد دارند به مرور زمان با افزايش ارزش آن سرمايه توسط تورم به ثروت عظيمي دست مييابند و در عوض افرادي که در ابتدا سرمايه کمي دارند يا سرمايه آنان غير نقدي است به مرور زمان با افزايش نرخ تورم بخشي از دارايي خود را از دست ميدهند.
§ تورم باعث تقليل پس انداز ميشود زيرا ارزش پول متغير است و در نتيجه پس انداز ناامن است. البته اين مشکل راه حلي نيز دارد که آن سرمايه گذاري در چيزيست که ارزش آن با تورم زياد شود.
§ تورم باعث افزايش قيمت کالا در تجارت بين المللي ميشود که نتيجه آن کاهش ميزان صادرات و افزايش واردات است.
§ بر اساس بند قبل، افزايش تورم باعث کاهش ارزش پول ميشود.
§ تورم باعث عدم مصرف بهينه منابع ميگردد و از اين رو تمايل به سمت کالاها و خدمات گرانتر بيشتر ميشود در صورتي که اين کالاها ضرورتاً مفيدترين کالاها نيستند.
§ در زمان تورمي مقدار زيادي از وقت، انرژي، منابع مالي مردم بجاي بکار افتادن در مسير مولد و مفيد صرف فعاليت هايي ميشود که هدف از انجام آنها جلوگيري از کاهش ارزش داراييها و کسب منافع غير عادي از طريق معاملات سوداگرانه است.
§ توليد کنندگان که خريداران مواد اوليه هستند سرمايه گذاري نمي کنند ، لذا کارهاي دلالي رواج پيدا ميکند.
:عاطفه شكري