شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم

 

شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ می جنگم

 

تو آتش می شوی بر خرمن احساس تنهاییم

 

تو را با هر نفس می بویم ، اما باز دلتنگم