حکایت شمارهٔ ۲۵
شنبه 15 خرداد 1395 10:27 AMابلهی را دیدم سمین خلعتی ثمین در بر و مرکبی تازی در زیر و قصبی مصری بر سر. کسی گفت سعدی چگونه همیبینی این دیبای مُعْلَم برین حیوان لا یعلَمْ گفتم
قد شابه بالوری حمار
عجلا جسدا له خوار
به آدمی نتوان گفت ماند این حیوان
مگر دراعه و دستار و نقش بیرونش