19. توحيد بلاوصف

«تتلقّاه الاذهان لا بمشاعرة ، و تشهد له المرائى لا بمحاضرة . لم تحط به الاوهام ، بل تجلّى لها بها»
ذهن ها او را دريابند؛ اما نه از راه حواس ظاهری، و ديدنى ها بر وجود او گواهى دهند؛ اما نه به جهت حضور حسی(بلكه از باب دلالت اثر بر مؤثر و فعل بر فاعل) و اوهام بر او احاطه نيافت؛ بلكه به واسطه اوهام و خردها بر آنها متجلى شد.(19)