17. قبل از همه خدا

«الحمد لله الكائن قبل أن يكون كرسى او عرش ، أو سماء أو أرض ، أو جانّ أو انس ، لا يدرك بِوَهم ، و لا يقدر بفهم ، و لا يشغله سائل ، و لا ينقصه نائل، و لا ينظر بعين ، و لا يحد بأين ، و لا يوصف بالازواج ، و لا يخلق بعلاج ، و لا يدرك بالحواس و لا يقاس بالناس»
سپاس خدايى را كه بوده و هست ، پيش از آن كه كرسى يا عرش يا آسمان يا زمين يا پرى يا انسان پديد آمده باشد. نه خيال درك او را تواند و نه فهم اندازه او بداند. نه پرسش كننده اى او را از كار متوقف كند، و نه عطا خواهنده اى در خزانه اش كاستى پديد آورد. بدون ديده بيناست و نمى تواند گفت كه كجاست . با همتايى وصف نگردد و با تمرين نمى آفريند، حواس نتواند او را درك كند و او را با مردم نتوان سنجيد.(17)