11. مرز نداشتن خدا

«لم تبلغه العقول بتحديد فيكون مشبّها، و لم تقع عليه الاوهام بتقدير فيكون ممثّلا»
خردها براى او حد و مرزى نتوانند نهاد، تا در نتيجه به چيزى مانند باشد و اوهام برايش اندازه اى تعيين نتوانند كرد، تا بتوان برايش مثالى فرض كرد.(11)