8. بى همتايش بدان!

«ما وحّده من كيّفه، و لا حقيقته اصاب من مثّله ، و لا اياه عَنى من شبّهه و لا صمده من اشار اليه و توهّمه»
بى همتايش ندانسته كسى كه براى او (خداوند) چگونگى و كيفيت بپندارد، و به حقيقت او نرسيده است كسى كه برايش همانند و همتايى بپندارد، و به او نپرداخته كسى كه او را به چيزى مانند كند، و قصد او نكرده كسى كه به او اشاره كند يا به خيالش آورده باشد.(8)