پاسخ به:مصیبت نامه عطار
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 7:07 PMیوسف صدیق در زندان شاه
دید روح القدس را آنجایگاه
گفت ای سر تاقدم جان نفیس
در چه کاری تو دراینجای خسیس
در میان عاصیان چون آمدی
کز کنار سدره بیرون آمدی
گفت پیشت آمدم ای رهنمای
تا بگویم من که میگوید خدای
تو چه بد دیدی ز ما کاین جایگاه
جستهٔ از ما بغیر ما پناه
مرد را خواندی چه خواهد بود نیز
تا برد پیغام تو سوی عزیز
چون بوددر کار رب العزه یار
کی گشاید از عزیز مصر کار
کی عزیز مصر داند کار تو
بس بود چون من عزیزی یار تو
یار تو چون من عزیزی کارساز
با عزیزی آن چنان گوئی تو راز
در عتاب اینت اگر من چند سال
حبس نکنم نه خدایم ذوالجلال
ناز معشوقان اگر آتش بود
تو بجان میکش که نازی خوش بود