پاسخ به:مصیبت نامه عطار
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 7:06 PMیک شبی میگفت یحیی ابن المعاد
گر مرا بخشند دوزخ در معاد
هیچ عاشق را نسوزم تا ابد
زانکه صد ره سوختست او از احد
هر که او یکبار نه صد بار سوخت
چون توان از بهر اوآتش فروخت
سایلی گفتش اگر کار اوفتد
عاشقی را جرم بسیار اوفتد
سوزیش یانه چو باشد جرم کار
گفت نه کان جرم نبود اختیار
کار عاشق اضطراری اوفتد
زان ز فرط دوستداری اوفتد
هیچ عاشق را ملامت روی نیست
سوختن او را قیامت روی نیست
نیست رنج زیرکان در هیچ حال
سخت تر از صبر کردن بر محال
لیک عاشق کز محالی دم زند
گرمی او عالمی بر هم زند
گرمحالی گوید او واجب بود
ور حجابی افتدش حاجب بود