پاسخ به:مصیبت نامه عطار
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 6:51 PMابن ادهم کرد ازان رهبان سؤال
کز کجا سازی تو قوتی حسب حال
گفت از روزی دهنده بازپرس
روزیم او میدهد زو راز پرس
چون بظاهر روزیئی بینی حلال
میمکن از باطن روزی سؤال
ترک جان پاک هر روزی کنی
تا زجائی چارهٔ روزی کنی
ای شده غافل ز مجروحی خویش
چند در بازی سبک روحی خویش
ای سبک دل گشته از خواب گران
وی بخورد و خواب قانع چون خران
تا نیائی تو بهمرنگی برون
کی شود از تو گران سنگی برون
چون بهمرنگی سبک گردی چو کاه
در کشندت زود سوی بارگاه
کاه چون با کهربا همرنگ بود
کهربا را زان بدو آهنگ بود
بود مغناطیس چون آهن برنگ
زان بهم رنگی درآوردش به تنگ
چون کسی در اصل همرنگ اوفتاد
دولتش زاغاز هم تنگ اوفتاد