پاسخ به:مصیبت نامه عطار
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 6:39 PMروستائیی بشهر مرو رفت
در میان مسجد جامع بخفت
بود بر پایش کدوئی بسته چست
تا نگردد گم در آن شهر از نخست
دیگری آن باز کرد از پای او
بست بر پا خفت بر بالای او
مرد چون بیدار شد دل خسته دید
کاین کدو بر پای آن کس بسته دید
در تحیر آمد و سرگشته شد
گفت یا رب روستائی گشته شد
ای خدا گر او منم پس من چهام
ور منست او او نگوید من کیم
در میان نفی و اثباتم مدام
نه بمن شد کار و نه بی من تمام
در میان این و آن درماندهام
در یقین و در گمان درماندهام