پاسخ به:مصیبت نامه عطار
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 6:27 PMعیسی مریم بخواب افتاده بود
نیم خشتی زیر سر بنهاده بود
چون گشاد از خواب خوش عیسی نظر
دید ابلیس لعین را بر زبر
گفت ای معلون چرا استادهٔ
گفت خشتم زیر سر بنهادهٔ
جملهٔ دنیا چو اقطاع منست
هست آن خشت آن من این روشنست
تا تصرف میکنی در ملک من
خویش را آوردهٔ در سلک من
عیسی آن از زیر سر پرتاب کرد
روی را برخاک عزم خواب کرد
چون فکند آن نیم خشت ابلیس گفت
من کنون رفتم تو اکنون خوش بخفت
چون پس خشت لحد خواهی فتاد
خشت بر خشتی چرا خواهی نهاد
چون گل از خونابهٔ دل میکنی
از پی دنیا چرا گل میکنی