پاسخ به:مصیبت نامه عطار
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 6:04 PMباغبانی سه خیار آورد خرد
تحفه را پیش نظام الملک برد
خورد یک نوباوه را حالی نظام
پس دوم خورد و سوم هم شد تمام
بودش از هر سوی بسیار از کبار
او نداد البته کس را زان خیار
باغبان راداد سی دینار زر
مرد خدمت کرد و بیرون شد بدر
پس زفان بگشاد در مجمع نظام
گفت خوردم این سه نوباوه تمام
پس ندادم هیچکس را از کبار
زانکه هر سه تلخ افتاد آن خیار
میبترسیدم که گر گوید کسی
آن جگر خسته برنجد زان بسی
خوردم آن تنها و برخویش آمدم
یک زمان من نیز درویش آمدم
پیشوایانی که سر افراشتند
پیش ازین یارب چه رحمت داشتند