بس سخت گرفتیم به آسان نرسیدیم
ماندیم در آغاز و به پایان نرسیدیم

صد وعده شنیدیم از این اهل تظاهر
عمریست خرابیم و به سامان نرسیدیم

ما تشنه دلان منتظر ابرِ بهاریم
بر آب نشستیم و به باران نرسیدیم

گردی ست بجا مانده از آن قافله سالار
هیهات، دویدیم و به یاران نرسیدیم

دردی ست در این سینه که مرهم نتوانیم
دیری ست دچاریم و به درمان نرسیدیم

صد سال در این بادیه سرگرم خداییم
ما زیره به دستیم وبه کرمان نرسیدیم...