آموزگارم ، تو باغبانی

می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی

با درسهایت دیو جهالت از من گریزد

اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی

من غرقه بودم در بحر غفلت

دستم گرفتی ای ناجی من،

من همچو قایق ، تو بادبانی

بر خوان ِ دانش من میهمانم

تو ای معلم ، خود میزبانی

کار تو باشد، ارشاد انسان

همکار ِ خوب ِ پیغمبرانی