پاسخ به:غزلیات ابن حسام خوسفی
جمعه 10 اردیبهشت 1395 6:18 PMخرم دل آن کس که به غم های تو شاد است
الّا غم رخسار تو غم ها همه باد است
بگشا گره از ابروی مشکین که ببینند
کاندر خم ابروی تو پیوسته گشاد است
در طلعت تو صنع الهی بتوان دید
گویی مگر آیینه سکندر به تو دادهست
چندین ارنی گوی به اطوار دوانند
عکسی مگر از روی تو به کوه فتادهست
بگذر به چمن چون گل سیراب و نظر کن
در غنچه که از شرم تو بُرقع نگشادهست
از سرو سرافراز بنه سرکشی از سر
کاین باغچه را سرو بسی همچو تو یاد است
شوخی مکن و چهره میفروز که خاک
بس چهره شاهان منوچهر نژاد است
هر لاله که بر دشت نمودار کلاهی است
تاج سر جمشید و فریدون و قباد است
چون ابن حسام از دو جهان قطع نظر به
آنرا که سر کوی تو میعاد و معاد است