پاسخ به:غزلیات هلالی جغتایی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395 6:39 PMهر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد
مینهم سر بر زمین تا پا به روی من نهد
آن که هر سو کشتهای سر مینهد بر پای او
کشتهٔ آنم که روزی پا به سوی من نهد
خوی او تندست با من، گو: رقیب سنگدل
تا برآرد تیغ و پیش تندخوی من نهد
دفع سودای سر زلف تو نتواند حکیم
گر دو صد زنجیر بر هر تار موی من نهد
گرد غم را گر به آب دیده بنشانم دمی
باز برخیزد قدم در جستجوی من نهد
بوی مشک آید از اوراق هلالی سالها
گر دمی پیش غزال مشکبوی من نهد