پاسخ به:غزلیات هلالی جغتایی
پنج شنبه 9 اردیبهشت 1395 6:31 PMگفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
بندهٔ سلطان عشقم، تا چه فرماید مرا؟
بس که کردم گریه پیش مردم و سودی نداشت
بعد از این بر گریهٔ خود خنده میآید مرا
بستهٔ زلف پریرویان شدن از عقل نیست
لیک من دیوانهام، زنجیر میباید مرا
وعدهٔ وصل تو داد اندکی تسکین دل
تا رخ خوبت نبینم دل نیاساید مرا
وه! که خواهد شد، هلالی خانهٔ عمرم خراب
جان غمفرسوده من چند از غم بفرساید مرا؟