پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395 8:23 PMآه از عشق جمال حوریی
کو گرفت از عاشقانش دوریی
زندگی نو به نو از کشتنش
صحت تازه شد از رنجوریی
گر گهر داری ببین حال مرا
در تک دریا ز دریا دوریی
گفتم ای عقلم کجایی عقل گفت
چون شدم می چون کنم انگوریی
جان بسوز و سرمه کن خاکسترش
تا نماند در دو عالم کوریی
تا کند جانهای بیجان در سماع
گرد آن شهد ازل زنبوریی
تا کند آن شمس تبریزی به حق
جمله ویرانهات را معموریی