پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395 3:25 PMآتشی از تو در دهان دارم
لیک صد مهر بر زبان دارم
دو جهان را کند یکی لقمه
شعلههایی که در نهان دارم
گر جهان جملگی فنا گردد
بیجهان ملک صد جهان دارم
کاروانها که بار آن شکر است
من ز مصر عدم روان دارم
من ز مستی عشق بیخبرم
که از آن سود یا زیان دارم
چشم تن بود درفشان از عشق
تا کنون جان درفشان دارم
بند خانه نیم که چون عیسی
خانه بر چارم آسمان دارم
شکر آن را که جان دهد تن را
گر بشد جان جان جان دارم
آنچ دادهست شمس تبریزی
ز من آن جو که من همان دارم