پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395 3:12 PMهم به درد این درد را درمان کنم
هم به صبر این کار را آسان کنم
یا برآرم پای جان زین آب و گل
یا دل و جان وقف دلداران کنم
داغ پروانه ستم از شمع الست
خدمت شمع همان سلطان کنم
عشق مهمان شد بر این سوخته
یک دلی دارم پیش قربان کنم
نفس اگر چون گربه گوید که میاو
گربه وارش من در این انبان کنم
از ملولی هر کی گرداند سری
درکشم در چرخش و گردان کنم
آن ملولی دنبل بیعشقی است
جان او را عاشق ایشان کنم
عاشقی چه بود کمال تشنگی
پس بیان چشمه حیوان کنم
من نگویم شرح او خامش کنم
آنچ اندر شرح ناید آن کنم