پاسخ به:غزلیات سعدی
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 10:18 AMبهست آن یا زنخ یا سیب سیمین
لبست آن یا شکر یا جان شیرین
بتی دارم که چین ابروانش
حکایت میکند بتخانه چین
از آن ساعت که دیدم گوشوارش
ز چشمانم بیفتادست پروین
هر آن وقتی که دیدارش نبینم
جهانم تیره باشد بر جهان بین
به خوابی آرزومندم ولیکن
سر بی دوست چون باشد به بالین
از آب و گل چنین صورت که دیدست
تعالی خالق الانسان من طین
غرور نیکوان باشد نه چندان
جفا بر عاشقان باشد نه چندین
من از مهری که دارم برنگردم
تو را گر خاطر مهرست و گر کین
نگارینا به شمشیرت چه حاجت
مرا خود میکشد دست نگارین
به دست دوستان برکشته بودن
ز دنیا رفتنی باشد به تمکین
بکش تا عیب گیرانم نگویند
نمیآید ملخ در چشم شاهین
نظر کردن به خوبان دین سعدیست
مباد آن روز کو برگردد از دین