پاسخ به:غزلیات سعدی
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 10:13 AMنبایستی هم اول مهر بستن
چو در دل داشتی پیمان شکستن
به ناز وصل پروردن یکی را
خطا کردی به تیغ هجر خستن
دگربار از پری رویان جماش
نمیباید وفای عهد جستن
اگر کنجی به دست آرم دگربار
منم زین نوبت و تنها نشستن
ولیکن صبر تنهایی محالست
که نتوان در به روی دوست بستن
همیگویم بگریم در غمت زار
دگر گویم بخندی بر گرستن
گر آزادم کنی ور بنده خوانی
مرا زین قید ممکن نیست جستن
گرم دشمن شوی ور دوست گیری
نخواهم دستت از دامن گسستن
قیاس آنست سعدی کز کمندش
به جان دادن توانی بازرستن