پاسخ به:غزلیات سعدی
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 12:27 AMای به خلق از جهانیان ممتاز
چشم خلقی به روی خوب تو باز
لازمست آن که دارد این همه لطف
که تحمل کنندش این همه ناز
ای به عشق درخت بالایت
مرغ جان رمیده در پرواز
آن نه صاحب نظر بود که کند
از چنین روی در به روی فراز
بخورم گر ز دست توست نبید
نکنم گر خلاف توست نماز
گر بگریم چو شمع معذورم
کس نگوید در آتشم مگداز
مینگفتم سخن در آتش عشق
تا نگفت آب دیده غماز
آب و آتش خلاف یک دگرند
نشنیدیم عشق و صبر انباز
هر که دیدار دوست میطلبد
دوستی را حقیقتست و مجاز
آرزومند کعبه را شرطست
که تحمل کند نشیب و فراز
سعدیا زنده عاشقی باشد
که بمیرد بر آستان نیاز