غزل شمارهٔ ۵۷۷
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 6:01 PMاز بوی می عشق برنگ آمدهام
باز شه عشق را بچنگ آمدهام
کی باشد عاشقی دچارم گردد
از صحبت عاقالان بتنگ آمدهام
شد خسته بخار زهد اول قدمم
ره را همگی بپای لنگ آمدهام
مقصد بنگر ز سختی راه مپرس
در هر قدمی پای بسنگ آمدهام
عمرم به شتاب رفت هنگام شباب
پیرانه سر این ره به درنگ آمدهام
در صورت اگر بعاقلان می مانم
در معنی لیک شوخ و شنگ آمدهام
در سینهٔ دوستان سردوم چونفیض
در دیدهٔ دشمنان خدنگ آمدهام