غزل شمارهٔ ۵۵۶
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 5:58 PMآفریننده جهان لبیک
هرچه گوئی کنم بجان لبیک
سر فرمان نهادهام پیشت
امر فرما مرا بخوان لبیک
گر بیا عبدیم خطاب کنی
تا ابد گویمت بجان لبیک
گر ندائی کنی مرا پنهان
من هویدا کنم عیان لبیک
گر بمیرانیم دمی صد بار
گویم ار خوانیم بجان لبیک
چون شود خاک ذره ذره تنم
شنوی از گلم همان لبیک
در قیامت چو خوانیم گوید
موبمویم یکان یکان لبیک
هرکه خواند زروی صدق ترا
آیدش فاش ز آسمان لبیک
هرکه ده بار گویدت یا رب
گوئی اندر دلش نهان لبیک
گر بود عارف او برد ذوقی
ورنه گردد ذخیره آن لبیک
چو خوشست ایخدای روزی کن
از تو در سرّ عاشقان لبیک
عاشقم کن بده خطاب و جواب
تا برد فیض ذوق آن لبیک