غزل شمارهٔ ۴۲۹
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 4:52 PMخویش را اول سزاوارش کنید
آنگهی جان در سر کارش کنید
غمزهٔ از چشم شوخش وا کشید
فتنه در خوابست بیدارش کنید
گر ندارد از غم عاشق خبر
ساغری از عشق در کارش کنید
پیش روی او نهید آئینهٔ
در کمند خود گرفتارش کنید
گر بپرهیزد دل بیمار ازو
شربتی زان چشم در کارش کنید
یابه بیماری جان تن در دهید
یا حذر از چشم بیمارش کنید
خار منعی گر زند دل خسی
بادهٔ گلرنگ در کارش کنید
گر نسازد با جفای دوست دل
با فراق او شبی یارش کنید
بار عشق ار بر ندارد دوش فیض
کارهای عاقلان بارش کنید