غزل شمارهٔ ۴۰۱
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 4:45 PMدل گر غمین شود شده باشد چه میشود
جان گر حزین شود شده باشد چه می شود
عشقش چو گرم کرد و بر افروخت سینه را
آه آتشین شود شده باشد چه می شود
از غم چو شاد میشود این دل گر آن نگار
دل آهنین شود شده باشد چه می شود
گفتی که با تو بر سر ناز و کرشمه است
گو اینچنین شود شده باشد چه می شود
جان بسته بلاست جگر دوز غمزهٔ
گر دلنشین شود شده باشد چه می شود
ما را بس است یار اگر جای زاهدان
خلد برین شود شده باشد چه می شود
بس مرد عشق را همه جانها بلب رسید
فیض ار چنین شود شده باشد چه میشود