غزل شمارهٔ ۳۶۸
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 4:41 PMیار را با تو کار خواهد بود
کارها را شمار خواهد بود
هر چه پنهان بود شود پیدا
لیل جانرا نهار خواهد بود
آنکه خفته است شب چه روز شود
آگه و هوشیار خواهد بود
هر که کاری نمیکند امروز
حال فرداش زار خواهد بود
کار اگر زار باشدت فردا
با خودت کار زار خواهد بود
بیحسابی که میکنی یک یک
در حساب و شمار خواهد بود
هر که با نفس خود جهاد نکرد
حسرتش بیشمار خواهد بود
هر که در کارهای خود نرسید
سخرهٔ انتظار خواهد بود
هر که میران کار خود سنجید
خاطرش را قرار خواهد بود
هر که مست شراب دنیا شد
تا ابد در خمار خواهد بود
هر که مشتاق آخرت باشد
رحمت او را نثار خواهد بود
اختیار ار بحق سپرد اینجا
مالک اختیار خواهد بود
ور بود اختیار را مالک
سخرهٔ اختیار خواهد بود
در ازل شرم اگر نشد روزیش
تا ابد شرمسار خواهد بود
این غزل در جواب مولانا
فیض را یادگار خواهد بود