غزل شمارهٔ ۲۰۹
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 4:05 PMدلا فیض بر از لقای صباح
ببر عطر جان از هوای صباح
ترا هر چه مشکل شود تیره شب
بجو حل آن از هوای صباح
صباحست مشکل گشای جهان
صلاهر که دارد لقای صباح
صباح از شبت میگشاید گره
بدست آر مشکل گشای صباح
نخستین قدومش دمی با خود آی
سعادت ببر از خدای صباح
نهد پای چون صبح شب را بسر
سرآگهی نه بپای صباح
دهد روشنائی دل و دیده را
جمال خوش دلگشای صباح
چو خواهی دل تیره را روشنی
شبی زنده دار از برای صباح
اگر بر نسیمش نهی دل دمی
بری بوی جان از هوای صباح
بود ساعتی از بهشت برین
شب و روز بادا فدای صباح
کند روحرا تازه دریاب فیض
دم تازهٔ جان فزای صباح