غزل شمارهٔ ۱۶۱
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 3:52 PMاز دل مقصود عشق بازیست
تا ظن نبری که عشق بازیست
گر غرقه بخون دیده باشد
پیراهن عاشقان نمازیست
یک مصلحت از جفای خوبان
رفتن بحقیقی از مجازیست
بر وجه مجاز جلوهٔ حسن
تعلیم طریق عشق بازیست
ورزیدن بندگیست مطلوب
گر عشق حقیقی از مجازیست
ناکامی عاشقان بود کام
ناسازی عشق کارسازیست
بیماری عشق تندرستی است
پستی در عشق سرفرازیست
سرمایهٔ عاشقان نیازست
پیرایهٔ حسن بی نیازیست
هر کس سخنی که داشت طی شد
افسانهٔ ما بدین درازیست
جان بر سر عشق شاهدان نه
ای فیض شهید عشق غازیست