غزل شمارهٔ ۱۲۹
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 3:47 PMدگر آزار مادر دل گرفتست
دگر آسان ما مشکل گرفتست
مباد آندست گردد رنجه دلرا
غم جان نه غم قاتل گرفتست
دلم ناید که دست از جان بدارم
که در وی عشق او منزل گرفتست
کنم اظهار اگر شور محبت
خرد گوید ره باطل گرفتست
اگر پنهان کنم غم سینه گوید
که بر من کار را مشکل گرفتست
چه مشکل بوده کار عشقبازی
ره آسودگی عاقل گرفتست
پریشان گر بگوید فیض عجب نیست
ز وضع روزگار سر گرفتست