همی گفتم که کی باشد که خرم روزگار آید

جهان از سر جوان گردد بهار غمگسار آید

بهار غمگسار آید که هر کس را به کار آید

بهاری کاندر و هر روز می را خواستار آید

زهر بادی که بر خیزد کنون بوی بهار آید

کنون ما را ز باد بامدادی بوی یار آمد

چو روی کودکان ما درخت گل به بار آید

نگار لاله رخ باما به خرم لاله زار آید

می مشکین گسارد تا گه بوس و کنار آید

هوا خوش گردد و با طبع خسروسازگار آید

ازین فرخنده فروردین و خرم جشن نوروزی