ذوق بهار و آب به ما بخشید 
آئینه و کتاب به ما بخشید
یک شب، شب سکوت و پریشانی
مقداری آفتاب به ما بخشید
وقتی که کاروان سحر می رفت
چون رودها، شتاب به ما بخشید
تا خواهش پریدن ما گل کرد
بال و پر عقاب به ما بخشید
همسایه ی تمام شهیدان شد
پیری که عشق ناب به ما بخشید