اي سمند نقره يالِ ماه زير پايتان
وي نگارين مشعل خورشيد چهرآرايتان
در پگاه آتش و خون زير گلباران نور
در سپيده‌دم درخشد برق خنجرهايتان
در خلوص خلوت ناب نيايشگاه عشق
در تجلي طور نور از طلعت سينايتان
چون نماز لاله‌ بر سجاده‌ي سبز نسيم
جذبه‌ي نور خدا در جلوه‌ي سيمايتان
نبضتان با نبض آهنگ شقايق‌ها شکفت
شوق يورش شعله زد از بستر رگ‌هايتان
مشعل سبز ولايت طلعت‌آراي شماست
خلعت سرخ شهادت زينت بالايتان
همسفر با بوي گل‌ها همره بال نسيم
مي‌نوردد دشت را تکبير شوق‌افزايتان