دور از شما جدا ز همه هست و نيستم
باور کنيد بعد شما خون گريستم
مي‌دانم اين اميد که معناي زندگي است
مي‌خواندم که باز هم از پا نايستم
هرچند داغ حسرت آن لحظه هاي سرخ
مي‌کوبدم به سر که چرا بي تو زيستم
مفهوم سبز عشق تو بودي ولي تو را
از من گرفته‌اند و ندانم که کيستم
آن روز اگرچه رخصت ديدار شد تمام
باور کنيد بعد شما خون گريستم