از کوچه‌ي خورشيد تا ياران گذشتند
در صبحِ رويش از بهارِ جان گذشتند
آيينه‌دارانِ فروغِ مهرباني
چون مهرِ تابان، زين بلند ايوان گذشتند
گوهر شناسانِ محبّت، موج آسا
تا ساحلِ بحرِ صفا آسان گذشتند
در داغدشتِ آرزوها لاله‌پوشان
مانندِ باران از دلِ طوفان گذشتند
ما عهد بشکستيم و از پيمان گذشتيم
آنان وفا کردند و از سامان گذشتند
صائم صفا ورزانِ شهرِ آشنايي
از جان به شوقِ جلوه‌ي جانان گذشتند