«به نام نامي عشق و به نام نامي درد،
به نام نامي زهرا (س) به نام نامي مرد»
«روندگان طريقت ره بلا سپرند»
رونده نيست هر آن‌کس که ترک خويش نکرد
به گوش مي‌شنوم گاه ناله‌اي جانکاه
ز کوچه‌هاي غريبي که مانده بي‌شبگرد
ببين که با دل پروانه‌ام چه مي‌گويم
که گرد شمع وجود (علي) هميشه بگرد
خدا کند به من تيره بنگرد خورشيد
مگر که گرم شود با نگاهش اين دل سرد
من از تو هيچ نمي‌خواهم اي (مطهر سبز)
جز آن‌که زير قدوم تو خاک باشم و گرد
تو اي منادي توحيد ذوالفقار به دست
به انتقام شهيدان کربلا برگرد!