براي زنده ياد سردار احمد زارعي
يک تبسم، دو چشم باراني
ابروان پر، فراخ پيشاني
با صلابت، صبور، بي‌غل و غش
بي‌تکلف، نجيب، نوراني
هم چو کوه استوار، با عظمت 
ساحل امن هر پريشاني
وقت صحبت، لطيف هم چو نسيم
بر لبش، آيه‌هاي قرآني
شب به خلوت، انيس سوز علي
صاحب «گريه‌هاي پنهاني»
روز پاس از حريم دين خدا
سهمگين، بي‌گذشت و توفاني
امتزاج بصيرت و شمشير
بهترين شاهد مسلماني
شيعه‌ي پاک و ناب آل رسول
کيست آيا؟ تو هيچ مي‌داني؟
مر شب‌گرد کوچه‌ي باران
احمد، آن زائر خراساني
احمد، اي با صفا برادر من 
سبز سبزينه‌پوش روحاني
تو برايم قسم به حرمت عشق
تازه هم چو بهار مي‌ماني