زائر کرخه زائر زهراست

بی گمان اشک دیده می گوید

چون که اول خوش آمد را

مادر قد خمیده می گوید


همه ی خستگی راهم را

امشب این جمله از تنم برده

بر جواز عبور زائر ها

مهرو امضای فاطمه خورده


همه مهمان روضه اند امشب

شهدائی که دعوتم کردند

با وجود ی که پر گناه بودم

لایق این زیارتم کردند


زائرانی که می رسند اینجا

اول احرام کرخه می پوشند

همه از دست مادر سادات

شربت و چای روضه می نوشند


زائرانی که می رسند اینجا

مثل امواج کرخه پر شورند

همگی برگزیده ی زهرا

راهیان همیشه ی نورند


اگر که مهمان شهیدانی

آبرو کرده خرج تو زهرا

عطر و بوی شلمچه می آید

هر که خواهد مدینه بسم الله