رفیقانم دعا کردند و رفتند

مرا تنها رها کردند و رفتند

رفیقان رسم همدردی کجا رفت

جوانمردان جوانمردی کجا رفت

در باغ شهادت را نبندید

کلیدش را چرا یا رب شکستند

در باغ شهادت را نبندید

به ما بیچارگان ز آنسو نخندید

سنگر خوب و قشنگ داشتیم

روی دوش خو تفگی داشتیم

مرا ، اسب سفیدی بود روزی

شهادت را امیدی بود روزی