پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
شنبه 18 اردیبهشت 1395 1:07 AMمنتی بر سر ما عشق اگر بگذارد
در مسیر طلب دوست خطر بگذارد
باخته هر که از این معرکه پا بس بکشد
باخته هر که بنا را به حذر بگذارد
هنر شمع در آن است که بیدار کند
آنقدر مست بسوزد که اثر بگذارد
پای این آب شدن شب صفتان را ببرد
بر سر سفره ی احسان سحر بگذارد
شادی هر دو جهان غصه ی دین داشتن است
خرم آن دیده که از خویش گهر بگذارد
یا که بر دار رود یا که بخون میغلتد
یار بر هر کسی انگشت نظر بگذارد
هرکسی خواست اگر محضر بی سر برسد
شرط اول قدم آنست که سر بگذارد
زخم خوردن شرف ماست بر آن می نازیم
تیغ کی خدشه به اوضاع حجر بگذارد
دوست طردش کند و دشمن او تکفیرش
دردسر می کشد آنکس که جگر بگذارد
یوسف مصری ما در پی اثباتش خواست
از غریبی خودش نقش دگر بگذارد
خواست او هم سند غربت مولا باشد
تن بی جان شده را بین گذر بگذارد
اجر بسیار برائت به همین سختی هاست
سود را می برد آنکس که جگر بگذارد
مصر از یمن شحاته شده دار و الشیعه
مرد آن است که اینگونه هنر بگذارد
گذر از نفس نفس نکردی به در عشق مرو
جگر شیر نداری سفر عشق نرو
شاعر: سيد پوريا هاشمي